|
وقتي نيستي
همیشه نیاز به فرستی داشتم که با خودم
تنها باشم
اما هیچوقت فکر نمی کردم که وقتی گریه
میکردم
به وجود تو اینقدر نیازمند باشم
و حالا روزا مثل سال میگذرن وقتی
اینجا تنهام
و تختی که جای خواب تو بود حالا
خالیه.
وقتی دور میشی من قدمهایت رو میشمارم
میفهمی که حالا چقدر بهت احتیاج دارم؟
وقتی نیستی
یکه تیکه های دلم برات تنگ میشه
وقتی نیستی
اون آدمی که سعی داشتم بشناسمش رو هم
گم کردم
وقتی نیستی
کلماتی که دوست داشتم بشنوم منو به
پایان روز میرسونن
و خواب تسکینم میده
دلم برات تنگ شده.
|