همه چيز برگشته به جز تو

امروز بدترین روز زندگیم بود
ای کاش می تونستم از حافظه ام پاکش کنم
دوماه از آخرین باری که باهات بودم گذشته اما
نمی دونستم اینطوری میشه
فکر میکردم همه چیز درست میشه
اون کارت پستالت که با اون نوشته های کوچک و احمقانه فرستادی
یه جورایی برام مبهم بود
بیشتر بوی یه عطر مجانی می داد تا بوی تو
تو هیچ جوری نمی تونی درستش کنی
چون خودت نوشتی
ای کاش اینجا بودی
تو بدون من رفتی تو بدون من رفتی
و حالا یه جایی هستی اون بیرونا
با چند تا دختر جلف روانیه بی خاصیت
ازتو متنفرم
چرا پسرا انقدر بدبخت و ذلیلن
همه چیز برگشته به جز تو
اون اوایل همش سعی داشتی بهم بگی که تو اون پسری نیستی که من میخوام
دوستام به من می گفتن قوی باش
مطمئنم که تو حتی فکرشم نمیکردی که من بفهمم
کارت پستالت با اون نوشته های کوچیک و احمقانه اصلا راضیم نکرد
دلم میخواد در حالی که گریه میکنی ببینمت
همون طوری که خودم هزار بار گریه کردم
حالا داری منو از دست میدی
دیگه داری منو از دست میدی
 

back>