18630 نامه در 1189 موضوع- توسط 964 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: ajholmes

 
صفحه: [1]   پایین
  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: مصاحبه در مجله پرستیژ (فارسی)  (دفعات بازدید: 833 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
ramin
*

اعتبار كاربري 0
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 25


-: 0
-: 0



« : اسفند 17, 2008, 08:14:19 am »

با تشکر از user: mahsa  برای ترجمه ی این متن. جالبه هاااااااااااااااا
 Smiley

شما 30 میلیون آلبوم به فروش رسوندی. اولین آلبومت شش بار بهترین مقام رو کسب کرده و دو آلبوم دیگت هم به رتبه های اول رفتند و همینطور 6 تا تک آلبوم داشتی. تصور میکردی به یه همچین موفقیتی برسی؟

خب هچین انتظاری نداشتم.احساس خوشبختی میکنم چون به عنوان یه دختر جوون تمام آرزویی که داشتم خوندن بود.نمیدونستم چه اتفاقی میافته.فکر نمیکردم انقدر اتفاق بزرگ باشه.وقتی اولین آهنگم ضبط شد حتی باور نمیکردم که صدام توی رادیو پخش میشه. همه چی خیلی هیجان انگیز و سریع اتفاق افتاد.

آیا خانوادت پشتیبانت بودن در راهی که طی میکردی در عرصه موسیقی؟

بله خانوادم خیلی به من کمک کرد . پدرم باعث شد وقتی از مدرسه به خونه میومدم تمرین کنم هر شب. پدر و مادرم تشویقم کردند که من ساز بزنم مثل پیانو و گیتار. ما توی خونمون درام هم داشتیم. اونها باعث شدن همه چی به سرعت برام جور بشه . و بخاطر اینه که الان اینجام.

پدر یا مادرت هم موزیسین بودن؟

پدرم میخونه و گیتار میزنه. اون زمانی که دبیرستانی بود گیتار میزد و میخوند و اخیرا دوباره در کلیسای خودش میزنه و میخونه. و خواهرم هم الان خواننده هست.

موسیقی تو از چی تاثیر گرفته؟

من credence Clearwater revival بیتلز و بیچ بویز  گوش میدادم.  بیچ بویز رو خیلی دوست داشتم.
یه نواری بود ازشون که مدام تو ماشین و مسافرت ها خانوادمون گوش میداد. وقتی خودم وارد دنیای موسیقی شدم و درآمد داشتم و تونستم خودم سی دی بخرم  آلانیس موریست و بلینک 128 و گرین دی  و خیلی گروه های پانک محلی رو گوش میدادم.


وقتی 14 ساله بودی برنده یه مسابقه شدی و با شانیا توین روی  سن رفتی و خوندی. چه احساسی داشتی؟

پدرم توی رادیو شنیده بود که یه مسابقه ای هست به این عنوان که آهنگی از ایشون رو بخونیم و ... پدرم منو به این کار دعوت کرد. منم یکی از آهنگ های شنیا رو خوندم و ضبظ کردم و برنده شدم. 14 سالم بود که روی سن رفتم در اوتاوا  و جلوی بیست هزار نفر خوندم. من روی سن رفتم و او من رو معرفی کرد. لحظه ی باور نکردنی بود. به روی سن رفتن جلوی این همه جمعیت و خوندن.و سه سال بعد من همونجا خودم کنسرت داشتم.

آیا دستپاچه بودی؟

نه من آسوده و  آروم و خیلی هیجانی بودم. هیچ موقع دستپاچه نمیشم.اگر قرار بود توی کلاس سخنرانی کنم یا جلوی یه جمعیت آره! دستپاچه میشدم اما وقتی میخونم هیچ موقع هول نمیشم , خیلی راحتم.من خجالتی هستم وقتی میخوام توی جمعی حرف بزنم و خیلی ساکتم ... نمیدونم!!!

پس شما خیلی راحت هستین وقتی میخونید؟

بله و این شامل خیلی ها میشه.وقتی روی استیج میرم خیلی پر سرو صدام و اینور اونور میپرم.درست مثل ویدوئو هام .وقتی مردم منو میبینن انتظار دارن من رو همونقدر شلوغ ببینن.اما وقتی من رو بیرون میبینند میگن خیلی ساکتی و چقدر کوچولو.

وقتی برای آریستا خوندی در 16 سالگی احساس بی جراتی و ترس نمیکردی از اینکه یه عنوان بزرگی باشی در حالی که خیلی جوون بودی؟ یعنی فکر نمیکردی خیلی خیلی زوده که  بتونی یه عنوان بزرگی باشی؟

نمیدونستم چه اتفاقی داره میافته! من به نیویورک رفتم . 15 سالم بود و یه تولید کننده صدام رو شنید. 
 برای اولین بار در استودیو بودم . یه آهنگ نوشتم و ضبط کردیم  آهنگWhy بود. و رفت روی اینترنت .
روز بعد یکی اومد و به من گفت لارید شنیده که تو در نیویورک هستی و میخواد بیاد که تو بخونی.  گفتم لارید کیه؟ اونا گفتن مدیر آریستا ریکورد هست. اون میتونه ایده ی خوبی برای ضبط داشته باشه.  گفتم باشه.بعد اون اومد به استودیو . دومین باری که من در استودیو بودم . با مدیر گروه آریستا در نیویورک بود.اومد به استودیو اون گفت وای ی ی من روز خیلی بدی رو داشتم ولی تو دگرگونش کردی. خیلی وقت بود که همچین صدایی   
 نشنیده بودم.اون رفت و بعد اون روز یه نفر از کمپانی من و خانوادم رو درWordl trade center
به شام دعوت کرد.جشن بزرگی برپا بود اونجا. من دیگه مجبور نبودم کارهایی که گروه های دیگه میکردن رو انجام بدم و آهنگ های دمو بخونم و اون رو به فروش برسونم و تو میتینگ ها شرکت کنم. خیلی ساده برام همه چی طی شد. مردم درباره من شنیده بودن تو شهرمون و  معروف شده بودم اونجا.  در نیویورک ضبط کردم و این خیلی اتفاق بزرگی بود.

آیا خیلی دردسر داشت برات؟

من رفتم به نیویورک و خانوادم رو ترک کردم همراه اسکورت شخصی. خیلی جوون بودم مینوشتم و با نویسنده های دیگر هم کار میکردم. تمام تک آهنگ های من توسط خودم نوشته شد یا با همکاری خودم .همه راجع بهم فکر میکردن که آره خیلی جوونه و بقیه براش شعر مینویسن!  تعدادی آهنگ ضبط کردم و از علاقم به این کار کم نشد. دلم میخواست بنویسم  و خیلی ممنونم از لارید که باعث شد  خودم رو باور کنم در اون سن .یک سالی رو در نیویورک گذروندم و رو آلبومم کار کردم.خیلی طول کشید چون  همزمان داشتم یاد میگرفتم و کار میکردم.

احساس دلتنگی نکردی برای خانوادت و اطرافیانت  در این مدت طولانی که ازشون دور بودی؟

نه   فقط یادم میاد زنگ میزدم به دوستام و میخندیدم به اونا که مجبور بودن امتحان بدن و من راحت بودم.اونا میگفتن خیلی خوشبختی و من فقط امیدوار بودم که کارم بگیره!


فکر نمیکنی این موفقیت زود تو باعث شده باشه که بعضی چیز ها رو در جوونی و کودکی از دست بدی؟

این سوالی هست که خیلی ازم میپرسند. من از دبیرستان فارغ التحصیل نشدم و خیلی زود ترک کردم. من این انتحاب رو داشتم که رویاهام رو زنده کنم. احساس خوشبختی میکنم  که این فرصت  شگفت انگیز رو داشتم.که ازم عکس بگیرن به فرش قرمز برم . فکر نمیکنم چیزی رو از دست داده باشم. من کانادایی هستم. از شهر کوچکی اومدم.  مو کوتاه کردم  خونه تمیز کردم و  یه زندگی نرمال رو رها کردم. من امروز میدونم که اهل کجام و دنیای واقعی چیه و چی میگذره.

چه چیز هایی مانع موفقیت میشن؟

بد ترین چیز قضاوت هایی هست که میدونید مردم چه تصویری میکشن از آدم و چی میگن و چی مینویسن تو اینترنت. اون این کارو کرد اون فلان کارو کرد!!! تنها چیزی که برای من بود همین بود که خیلی هم کوچیک هست. به این خاطر من نذاشتم که این شامل من بشه. هر چیزی مثل یه تجربس مثل یه تفریحه.

تو در ژاپن کره جنوبی تایلند و هنگ کنگ اول بودی.آیا این شگفت زدت نکرده که آسیا میتونه واست یه منبع درامد بزرگی باشه؟

من خیلی خوشحالم از اینکه آسیا انقدر خوب هست برای کسب درامد و کنسرت گذاری.خیلی از خونه دور هست و انگار یه دنیای دیگس اونجا. ژاپن کشور مهمان نوازیست. اونها فوق العاده هستند و به من خیلی احترام میذارن.سفر های من به اونجا خیلی لذت بخشه

تو اولین خواننده غربی هستی که در چین تور گذاشتی اون هم به این وسعت. چطور بوده برات؟

من افتخار میکنم و باور نکردنیه برام. این برای اولین بار بود که من در بیشتر شهر های چین اجرا کردم. خیلی عالی بود.من در فستیوال خوندم.جایی که همه ی خواننده های چینی میخونن.من اونجا  اولین خواننده غربی بودم .میشه گفت همه یه طور دیگه به آدم نگاه میکنن. و این خیلی هیجان انگیزه.

سال پیش به هنگ کنگ رفتی. چطور بود برات؟

هنگ کنگ خیلی عالیه. من اونجا اجرا داشتم و گفته بودم که من میرم روی صن برای جمعیت زیادی. و اون اولین کنسرت اونها بود.

شما همچنین خط تولید لباس های ابی دان رو در دست گرفتین . آیا اینم جزو برنامه هات بود و اصلا بهش فکر میکردی؟

آره خیلی وقتی. من میخواستم که شوی لباس داشته باشم .من یه زن تاجر هستم الان. و لازم دارم که ملاقات هایی رو برای کسب تجربه داشته باشم برای تصمیمات دقیق.میخوام که کمپانی خودم رو داشته باشم و این کار ها رو برای سال ها ادامه بدم.من هر چهارشنبه به شرکت میرم و با تیم فعالی که اونجا کار میکنن فعالیت میکنم.وقتی فکر میکنم هی من یه سویت شرت آبی با یه اسکلت های صورتی  روش میخوام. و این آماده میشد. وقتی اون رو میدیدم خیلی خوشحالم میکرد

صحبت فشن. شما لباس پوشیدن رو برای این عکس ها چطور دوست داشتید؟

من این پروژه رو امروز انجام دادم ."مارک لیدل" دوست خوب منه و اون عکاس مورد علاقه ی من هم هست. اون به من گفت آیا کار دیگری هست که فکر میکنی دوست داری انجام بدی و تاحالا انجام ندادی؟ من گفتم که همیشه دوست داشتم شبیه عروسک های چینی باشم.این رو ازش خواستم ! که اگر بتونیم, یه صحنه با کف چوبی بسازیم و من در کنج دیوار بین عروسک های دیگر بشینم و عکس بندازیم.جسیکا (استایلیست قبلیم) لباس هارو آورد و هرچیز دیگر که لازم بود . من میخواستم لباس ها رو با خودم به خونه ببرم . اون آخری که پوشیدم بنفش بود نشونش کرده بودم گفتم این چنده؟ اونا گفتن 15 هزار دلار منم گفتم فکرشو نکن.

شما در حال تولید یک عطر هستید.شما چقدر در تولیدش نقش داری؟ بوی اون رو هم خودت انتخاب کردی؟

نمیدونم اگر بخوام اسمش رو هم بهتون بگم چون هنوز هیچ چیز معلوم و قطعی نیست. من بطری و نوشته و عطر اون رو انتخاب کردم. با خیلی ها صحبت داشتم و خیلی سوال ها از من شده.اونها برای تولیدش خیلی سوال ها از من کردن مثلا اینکه چی دوست دارم من گفتم صورتی وستاره رو دوست دارم.چیزی که خیلی اهمیت داره راجع به عطر من اینه که یه پیام داره راجع به رسیدن به ستاره ها و دنبال کردن آرزو ها.من موزیک رو دوست دارم و 7 سال هست که این کارم هست. اما من دوست دارم که کارای بیشتری کنم. من فشن و هر چیزی که لذت ببرم و من رو مشغول نگه داره رو دوست دارم.خیلی سرگرم کننده اس.من از این دو کار خیلی خوشحالم که داره انجام میشه. دو سال پیش آخرین باری که در استودیو بودم گفتم خیلی دوست دارم مدل لباس داشته باشم و در فیلم بازی کنم. و همه ی اون چیزا که میخواستم رخ داد.من خیلی کار کردم که تو این وضعیت باشم و لباس هام در فروشگاه ها باشه.


خیلی غیر معمول هست که کسی به سن شما دستی در نیکوکاری و دستگیری داشته باشه. آیا این کارو جزئی از مسئولیت خودت میدونی در قبال مردم؟

مطمئنا و این بهترین راه برای پس دادن( سبک شدن) هر زمانی هر کسی آرزویی داره و من دوست دارم که اینطوری کار کنم. من دوست دارم که آهنگ هام رو در آلبوم های خیریه بزارم و هر کاری که بتونم انجام بدم. این خیلی برام اهمیت داره.

شما جایزه ای رو دریافت کردین به خاطر کمک خیریه ای که به زلزله زدگان Sichuan چین داشتید. این باعث افتخار شماست؟

این خیلی خوبه که اونا برای این کار به من جایزه دادن در حالی که انتظاری نداشتم. زمین لرزه خیلی ویرانی داشت. من کنسرت هام رو به اونجا بردم و قسمتی از درامدش رو به اونجا اهدا کردم.

شما همچنین در فیلم fast food nation ظاهر شدین. آیا در مورد موضوعی که این فیلم اشاره میکرد اعتقاد قوی دارید؟

من فکر میکنم این خیلی اهمیت داره برای هر کسی که بدونه چی توی غذاهاشون هست و با کارگر ها و حیوانات چطور رفتار میشه.من فکر میکنم این پروژه ی بزرگی بود برای شرکت کردن. و من عضو این پروژه شدم بخاطر اینکه کارگردان خوبی هم داشت. (ریچارد لینکلاتر)

اون ها اومدن دنبالت برای اینکه شرکت کنی؟

نه من امتحان بازیگری دادم (خنده)

فکر میکنی خودت تو حرفه بازیگری چقدر وارد بشی؟

من فقط در بخش های کوچکی بازی کرده ام تا با الان. قبل از اینکه نقش بزرگی رو بازی کنم دوست دارم چند فیلم رو بازی کنم که ببینم چطوریه تو تلوزیون بودن !!! به قولی قلقش دستم بیاد و بدونم چطور کار میکنن. الان تصمیم به این کار دارم و نمیخوام دیگه نقش های کوچک رو بازی کنم دوباره. تصمیم دارم از این به بعد در بخش های بزرگی ایفای نقش کنم. این هدف بعدی من هست.

کدوم یکی از فیلم هات رو دوست داری و لذت میبری؟

 از over the hedge خوشم میاد چون انیمیشن هست. و مجبور نیستم توی صحنه باشم و فقط در استودیو می ایستم و این خیلی جالب و  سرگرم کننده هست. از fast food nation هم خوشم میاد چون در شش یا هفت صحنه حضور دارم نه فقط یکی!! اون رو بازی کردم چون واقعا میخوام که تجربه کسب کنم.و الان فکر میکنم آماده ام.

در حال حاظر در حال انجام چه کاری هستی؟

من یه نمایشنامه دارم که میخوام بخونمش . و با وکیلم داریم کار ها رو پیش میبریم. میخوام که یه برنامه خوبی برای سال آینده پیدا کنم.من خیلی ریز میشم تو کار وقتی بهم پیشنهاد فیلم میدن. من نمایشنامه دوست دارم. اما من واقعا میخوام که کارم رو خوب انجام بدم.اون با من حرف میزنه و من باید بگم آره!!!! خودشه!!!!!... (حرف زدن با نمایشنامه)

با خبرنگار ها و رسانه ها چطور مواجه میشی؟

من از خیابون هایی که آلوده به خبرنگار باشه دوری میکنم.  با دوستام میرم بیرون و بهترین کارو میکنم که اونا رو از خودم دور نگه میدارم.شما خوب میشناسید جاهایی رو که خبر نگارها میرن و من فقط اونجاها نمیرم.


سفر رویاییت رو دوست داری کجا سپری کنی؟

من همیشه دوست داشتم برم fiji   یا Tahiti  و اونجا بمونم و داخل آب گرم برم. راستش من زیاد تعطیلات نرفتم. من هاوایی بودم و amalfi coast رفتم برای ماه عسلم و فقط همین . وگاس هم زیاد میرم.

اگر مجبور بودی شغل دیگه رو انتخاب کنی فکر میکنی الان چیکاره بودی؟

اگر من هنوز napanee  زندگی میکردم و این زندگی رو تجربه نکرده بودم یه پلیس میشدم. ولی من همچنین یه آرایشگرم و میتونم موهای مردم رو درست کنم.  موهای دوستام رو کوتاه میکنم همچنین موهای اعضای گروهم و مادرم و خواهرم رو و همیشه آرایش اونها رو من انجام میدم وقتی پیششون هستم.همه میگن که  آرایشگر خوبی هستم .گریمر من بهم میخنده چون همیشه  نیمی از کارش رو قبل از اینکه بیاد خودم انجام میدم.

« آخرين ويرايش: اسفند 17, 2008, 09:33:16 am توسط ramin » خارج شده است

You lift me u Holy One, Holy One
edifire06
*

اعتبار كاربري 0
جنسيت : پسر
سن : 22
تعداد ارسال: 284


-: 0
-: 0


دانشجوی مترجمی زبان انگلیسی


آدرس ايميل
« پاسخ #1 : اسفند 17, 2008, 09:10:00 am »

آقا رامین دستتون درد نکنه خیلی زحمت کشیدید  Smiley
از مهسا خانم هم تشکر میکنم خیلی زحمت کشیدید 
« آخرين ويرايش: اسفند 17, 2008, 09:13:35 am توسط edifire06 » خارج شده است
ramin
*

اعتبار كاربري 0
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 25


-: 0
-: 0



« پاسخ #2 : اسفند 17, 2008, 09:29:19 am »

کاش میشد بازم مثل قدیم بشه ثانیه هامون با آوریل بگذره .که وقت بشه همینطوری آپ کنم. امان از گرفتاری بابا
خارج شده است

You lift me u Holy One, Holy One
Smoke Station
*

اعتبار كاربري 0
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 94


-: 0
-: 0


Im mr Deadman Smoke Station

Smoke+Station Smoke_Station
WWW آدرس ايميل
« پاسخ #3 : اسفند 17, 2008, 10:24:24 pm »

عالیه دختر. مرسی Grin
خارج شده است

Bahador
مدیر انجمن
*

اعتبار كاربري 14
جنسيت : پسر
سن : 640
:حالت من

تعداد ارسال: 384


-: 2
-: 48


tainted6
WWW آدرس ايميل
« پاسخ #4 : اسفند 18, 2008, 07:40:25 am »

چه مصاحبه جالبی بود...در ضمن عکسهاشم خیلی قشنگ بودن...کسی به صورت HQ نداره؟؟؟
خارج شده است

I Love Avril
مدیریت کل سایت
*

اعتبار كاربري 4
جنسيت : پسر
سن : 19
:حالت من

تعداد ارسال: 394


-: 19
-: 16


طرفدار آوریل در ایران

MaMal
WWW
« پاسخ #5 : اسفند 19, 2008, 05:56:39 am »

چه مصاحبه جالبی بود...در ضمن عکسهاشم خیلی قشنگ بودن...کسی به صورت HQ نداره؟؟؟

واو بسیار عالی بود دست همگی درد نکنه

راستی دادش بهادر بیخیال باز داری دنبال HQ میگردی شدی منبع HQ ها  Grin
خارج شده است

!
edifire06
*

اعتبار كاربري 0
جنسيت : پسر
سن : 22
تعداد ارسال: 284


-: 0
-: 0


دانشجوی مترجمی زبان انگلیسی


آدرس ايميل
« پاسخ #6 : اسفند 19, 2008, 05:58:03 am »

 Grin Grin Grin
خارج شده است
alt_avril
مدیر انجمن
*

اعتبار كاربري 20
جنسيت : پسر
سن : 22
:حالت من

تعداد ارسال: 722


-: 82
-: 123


...Eternal

eternal_metal_666
آدرس ايميل
« پاسخ #7 : اسفند 19, 2008, 09:04:44 am »

دستت درست!!! Wink Grin Grin
این آوریل شخصیت جذابی داره خیلی باحال و متفاوت!!!! Grin
خارج شده است


...I found myself in wonderland
Bahador
مدیر انجمن
*

اعتبار كاربري 14
جنسيت : پسر
سن : 640
:حالت من

تعداد ارسال: 384


-: 2
-: 48


tainted6
WWW آدرس ايميل
« پاسخ #8 : اسفند 19, 2008, 11:08:07 am »

چه مصاحبه جالبی بود...در ضمن عکسهاشم خیلی قشنگ بودن...کسی به صورت HQ نداره؟؟؟

واو بسیار عالی بود دست همگی درد نکنه

راستی دادش بهادر بیخیال باز داری دنبال HQ میگردی شدی منبع HQ ها  Grin

چه کار کنیم دیگه اعتیاد دارم بهش...بابا خوب میشم ایدز که نگرفتم...جون داداش خمار HQ هستم.
خارج شده است

morteza
*

اعتبار كاربري 0
جنسيت : پسر
سن : 642
:حالت من

تعداد ارسال: 102


-: 2
-: 4


مرتضی مهرانی دانشجوی مرمت شهر گرگان متولد مشهد

mori2avril_2ba
WWW
« پاسخ #9 : اسفند 20, 2008, 12:07:39 am »

اگه دقت کرده باشید آوریل شخصیتش متغیر هست از 6 سال پیش تا الان تو وجوددش تغییرات زیادی رخ داده .
خارج شده است

ooo000ooo
Masoud
*

اعتبار كاربري 0
جنسيت : پسر
سن : 110
تعداد ارسال: 4


-: 0
-: 0


205874271 No1Tech
آدرس ايميل
« پاسخ #10 : اسفند 20, 2008, 01:36:11 am »

بابا ایول....

 Wink
خارج شده است

Mohsen
*

اعتبار كاربري 0
جنسيت : پسر
:حالت من

تعداد ارسال: 114


-: 0
-: 2



آدرس ايميل
« پاسخ #11 : فروردين 02, 2009, 03:07:08 am »

باااااا    بااااااا    اییییییوللللللل Shocked

 ممنونننننننننم. Wink
خارج شده است

I'm with you
I'm looking for a place
I'm searching for a face
Is anybody here I know
صفحه: [1]   بالا
  چاپ صفحه  
 
پرش به :